السيد الخميني
مصباح الهداية 174
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
--> روضهخوانى مىرفتم حال و هواى آن روزگار چيز ديگر و خلوص آن مردم حيرتآور بود . ذاكرين سيدّالشهداء - عليه و على أصحابه المستشهدين بين يديه من الصلوات أزكاها و من التحيّات أنماها - كه در عرشهء منبر قرار مىگرفتند ، بعد از ذكر بسمله به اين جملهء دلنشين « يا رحمة اللَّه الواسعة ، و يا باب نجات الامّة » با اخلاص تمام مترنم مىشدند . سالها پس از آن نيز ، در دوران جوانى ، در طهران ، هفتهاى يك شب ، در خدمت مرحوم استاد الأساتيد ، آقا ميرزا مهدى آشتيانى - قدّس اللَّه روحه - به مسجد « حوض » ( كه پيشنماز آن مسجد به آقا سيدمحمد باقر مسجد حوضى شهرت داشت و مردى شريف و بزرگوار بود ) مىرفتم . در اين مجالس مرد سالخوردهء موقرى كه قدى بلند و خميده داشت قبل از افادت و افاضت مرحوم ميرزا ذكر مصيبت مىكرد . آقا ميرزا مهدى پس از استماع روضهء او ، به افاده مىپرداخت و معمولًا با طرح دو سه مسألهء فقهى صحبت خود را آغاز مىكرد ، و سپس به تدريس أصول عقايد مىپرداخت . در آن زمان عدهاى از تجار علاقه به شركت در اين گونه مجالس نشان مىدادند ، و با اشتياق تمام به مطالب مرحوم آقا ميرزا مهدى در معارف اسلامى كه به طريق ارباب معرفت و ذوق بيان مىكرد گوش مىسپردند . بعدها ، روزهاى جمعهء هر هفته ، در منزل مرحوم « جام ساز » رشتى اين مجلس منعقد مىشد . و آن مرد كهنسال مانند گذشته در اين مجالس شركت مىكرد و قبل از بيانات آقا ميرزا مهدى به نوحهسرايى مىپرداخت . و همچون گذشته بسيار مورد توجه و احترام حضار بود . از مرحوم حاج ميرزاتقى آجيلى ( كه از تجار محترم بازار طهران بود و بعدها بين ايشان و بنده دوستىاى عميق برقرار شد ) نام آن پيرمرد را پرسيدم . گفت نامش « ضياء خراسانى » و مشهور به « شيخ حسن رثائى » است ، و آقاى ميرزا براى او احترام خاصى قايل است . يك بار هنگام مراجعت از مسجد حوض نگارنده به آقاى آشتيانى عرض كرد كه هركس صداى دلنشين و رساى آقا شيخ حسن را بشنود ، خيال مىكند اين صداى كسى